بهشت من کجائی ؟

ای شه و ای شاه شاهان
ای خاطرت را یار خواهان
ای بنفشه چون نهاده بر رهت جان
در فرود است جمع سرها را بدامان
نغمه نغمه شمع گشتم ، سوختم
از قرار بی قراران غم گسودم
اشک چشمم رخ بسوخته ، جان باخته
شیفته گشتم از تمام نام شاهان راه باخته
از ستمگر تا که آن دیگر چلنگر ، مار بر دوش
میزند بر جان هر جانان نهیب و مغز خاموش
سروشم را سروشی نیست باقی
سزد ایران و ایرانی بدست هر یاغی ؟
بیا کاوه که من در کنج ایوانم افسون
به دامان البرزت نشینانم مغموم
تو در دستت کیان و من به کف جانم ، ایمان
به رسم عاشقانه زیر باران یار شیران
پهن در پهن چو گسترده باشد خنجر و سنگ
کوه تا کوه پشت تا پشت ستبر سینه در بر ننگ

/ 3 نظر / 3 بازدید
آشنای غریب

[من نبودم] من اینجا پیام گذاشته بودم کو کو کو کو کو کو کو کو کو کو کو ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

آشنای غریب

[متفکر][تعجب] ای [شیطان]

آشنای غریب

اقا با شما هستم بنده اینجا پیام نذاشته بودم؟؟؟؟؟؟[متفکر] قشنگ بود .مرسی[هیپنوتیزم]