پرواز در آسمان چشمانت

بر خاستم زجا
نشستم بر باد
سوی دیاری قریب
نزدیک باد
مجنون بیدی خندان
زلف آسمانی
چشمان چون دریا
مینواخت ساز
خوشی بر لبان
چون مرهمی 
درمان
سازش کوک شد
زدستش
زخمه نشست 
بر تن تار
میساخت ترانه
ترانه ی بودن را
به آرامی 
دل دریایی بید
خواستم 
بر تن نازکش
نویسم یادگاری
شهدی شد پدید
دستانم چسبناک
بر تن گرم درخت
آسوده 
شسته شد 
چشمان تر من
/ 0 نظر / 6 بازدید