پیـلـــــه

دو چشم مست ناز تو

دوغنچه لبان تو

بوده اش باکه هر زمان

به یاد روی ماه تو

به هر شبان به نیمه شب

برد صدای ساز من

به عرش آسمان غم

به عرش آسمان غم

همه بود یاد تو

همه بود نام تو

سپیده روی من کجا

دومرتبه همین من

بجز پناه زلف تو

بود همه امید من

افسانه شیرین جان من

که تا ابد شیرین بود

همیشه روزگار من

همیشه روزگار من

« شعر از یک ترانه قدیمی »

/ 2 نظر / 5 بازدید
شيرين

سلام ای طلائی رنگ ای تو را چشمان من دلتنگ روزگارت که بی من بگذرد خوش باد....

f.k.k.

سلام اونقدر قشنگ بود که مدتها حال و هوائی جور ديگه داشتم .