خار به چشمم باد

روزم چو شب باشد

توگفتی دوست

سپیدی رنگ غم باشد

توگفتی دوست

سیاهی از دلبری باشد

توگفتی دوست

بیداریم  زخواب باشد

توگفتی دوست

راه در پیشم سراب باشد

توگفتی دوست

عشق ها نفرتم باشد

توگفتی دوست

تنفس زیر آب باشد

توگفتی دوست

خار در چشمم راز باشد

توگفتی دوست

دلم دریا ، لبم فریاد ، آهم آتش ، گامم حرکت ، چشمم نور ، رویم سپید ،

خار به چشمم باد ؟ مباد هرگز .

میخواهم ببینم

/ 10 نظر / 2 بازدید
بهزاد

ديدن در دنيايی که فاصله بين سياهی و روشنيش يک خار است عينه کوری است...پس خار بر چشم هر دويه ما باد!

افرا

سلام.مرسی .سپيدی رنگ غم باشد.برای همينه بعضيها تو عزا سپيد پوشن؟

ََََعشق ها نفرتم باشد مثله جمله دكتر شريعتي:حالم از عشق بهم ميخورد عشق از روي نقش است وهرچه از نقش برخيزد بي ارزش!.........

چشم انتظار

سلام از اينکه به من سر زدی ممنونم دلم دریای بی ساحل ،لبم فریاد دلتنگی ، آهم آتش هجران، گامم حرکت در دیار ناکجا آباد، چشمم نور امید ، رویم سپیداز ابتلای غم ، نمیدانم توانم باز دیدن؟ گمانم،چشم ها را شست باید،،، جورديگر ديد ،،، شـــــــــــــــــايد. چشم انتظار حضورتان

ارس

چقدر از نديدن کشيديم اونو ببينيم

شيرين

سلام در اين جا کوهی است که گم شده بی انکه تو را ديده باشد ....در ميان ديگرانی تنهايم گذاشته ای که از من دورند..

آهو خانم

وقت آن شد که به زنجیر تو دیوانه شویم بند را برگسلیم از همه بیگانه شویم جان سپاریم دگر ننگ چنین جان نکشیم خانه سوزیم و چو آتش سوی میخانه شویم سخن راست تو از مردم دیوانه شنو تا نمیریم مپندار که مردانه شویم

مهرانه

سلام نازنين ممنون که اومدی سر زدی شعرت هم عالی بود دلت دريا لبت فرياد آهت آتش گامت حرکت چشمت نور رويت سپيد موفق باشی گلم