دگر د يسی

مرو بیرون

مرو بیرون

            زعشرت خانه دل

که می می سوزد از

که می می سوزد از

             افسانه ی دل

شراب و ساقی و

شراب و ساقی و  

              هر جا که ساقی

زمستی سر کند

              افسانه ی دل

« پیش درآمد یکی از آهنگهای قدیمی »

/ 21 نظر / 3 بازدید
نمایش نظرات قبلی
نازی

سلام دوست خوبم. منم بروزم دوست داشتی بهم سر بزن خوشحال ميشم. منتظرت هستم.

افرا

سلام.شاد باشی.نمی شه آهنگ هارو هم لينک بدين بشنويم؟

بهزاد

فرید...فرید...فرید...اینجا نیست دیگه...پس کجاست؟

ستاره

سلام خوبی؟ دل کوچيکه ولی ميتونه به اندازه ی يه دنيا حرف توش باشه ميتونه هزار رنگ عوض کنه ميتونه پر از عشق بشه پر از نفرت بشه ولی تنها چيزی که تو اين دنيا وجود داره يکی عشقه يکی ترس اينو تو کتاب گفتگو با خدا نوشته شايد خونده باشيد ممنون از محبتتون موفق باشی و آسمونی خدانگهدار

مهرانه

سلام نازنين خوب بود انتخاب قشنگی بودموفق باشی گلم

آرياناز

جريان دگر ديسی چيه ؟ آرياناز سر در نمياره ؟!؟!؟!

بهزاد

هنوز هم نیستی؟؟؟...اگه تو نیای پیشم من میام اون طرف .

بهزاد

سلام...خوش اومدی...البته دیر اومدی چون من دارم میرم یا بهتره بگم دارم میام...دیگه نمیشه تو غربت نفس کشید .

شيرين

سلام پنجره را ميگشايم نسيمي نرم گونه هايم را مينوازد. به دور دست ها خيره ميگردم و تا عمق دورترين نگاهها ريشه هاي نيازم را ميگسترانم .چشم انداز دلفريبي است به مثال حوض نقاشي و گنجشگك اشي مشي..در اين عمر نگاه به هر پنجره ي گشاده اي دل را به اين فكر وا داشت كه در پس اين زيبائيها چه نهفته ايا از اين پنجره مي توان پرواز كرد به سوي ابي دور دست ها...چه زيبائي سوزاننده اي همانند شراره هاي اتش خيره كننده و ويرانگر. در عمق اين پنجره چشمانم به جستجوي هر چه كه رفته بودند حال ديگر خسته ام خسته تر از انكه بگويم اين افق چه زيباست بي قراري قلبها را چه بايد تدبير كرد؟.. . نگاه خسته ام را بر ميگيرم و پنجره را ميبندم..و اين جا چه ساكت و خالي انچه در پس اين ديوارها ديدم قاب عكسي از تصوير پنجره اي گشاده بيش نبود....مسافرت خوش گذشت...؟خسته و دلتنگ بعد از سفر نه ديگه بگذاريد يك هفته بگذره بعد...!!