تن ، خسته ام
به آن سوی پنجره نگاهم می افتد
تنومندی تن درخت گردو را نگاه می کنم
درخت گردو هم تن خسته دارد
بهانه می کند 
برگ هایش را که از خستگی رنگ به رنگ گشته اند را رها در وزیدن های باد می کند
می خواهد تن خسته اش سبک شود
فریاد هایش را می شنوم
در لابلای برگ هایش فریادش می پیچد
باید بهانه ای بیابم
فریادی و بادی
می خواهم ریزش کنم
تن ، خسته ام

/ 0 نظر / 30 بازدید