دیدار چه ماند چون یاد ؟

دیدار چه ماند چون یاد

چشم چون به چشمت افتاد

پرنده ای بودی نازنین در دست

دل کوچک چرا به طغیان افتاد

زار مینمود ظاهر دل

زان باطن بس دلشاد

نگار و نگاره میزند بر چنگ

خرمن زلف پیچ و تاب در باد

کلام دلنشین نشست بر دار دل

زان قرار بیقرار در دلم دل داد

/ 2 نظر / 3 بازدید
گل سرخ پژمرده . . . .

پرنده ای جیک جیک کنان لرزان و ترسان زیر باران خیس پرها در هم تنیده بدنبال گوشه ای امن گرم و آسودگی را دنبال بیچاره گنجشک تند تند زدن قلبش با هارمونی وداع با زندگی میتاخت بسوی راحت گاه ابدی و آسوده آرام تا ابد سکوت

آشنای غریب

[گل]