بودن

اگر همسفر من بوده باشی همیشه از بودن گفته ام

( صمد بهرنگ ، معلمی بود که دور از مرکز خدمت می کرد و همواره کتاب به شاگردانش هدیه میداد . من او را کتابخانه سیار نامگذاری کرده ام )

صمد میگه بودن یا نبودن مهم نیست

مهم اینه که « بودن من چه فایده ای برای دیگران دارد و در زندگی آنها چه تاثیری دارد »

ماهی سیاه کوچولو را خوانده ای ، این کتاب را هروقت در خصوصش صحبت کنی دردسر ساز میشود ولی همبستگی را برای به قدرت رسیدن و دستیابی به هدف نمایان میکند .

پس

بودنم از بو ،دنی ها کاستن

خاستنم از خواستنی ها خواستن

/ 16 نظر / 2 بازدید
نمایش نظرات قبلی
بهزاد

سلام فريد جان...کتاب خاطرات <حمزه فراهتی> با عنوان <از آن سالها و سالهای دیگر> رو بخون... <رودخانه در طرف ايران نسبتا آرام و در طرف ساحل شوروی کمی مغشوش و تند بود. جائی که صمد ايستاده بود، آب حتی به بالاتر از نافش نمی رسيد. او خود را در مسير آب ول کرد. سرشار از شوق و شعف تلالو تابش طلائی خورشيد روی سطح آب، پنجاه متری شنا نکرده بود که صدای فرياد صمد را شنيد "دکتر! دکتر!" برگشت و ديد صمد تا بالای شانه هايش توی آب است و هراسان دست و پا می زند. او چرخ زد و در خلاف جهت آب شروع کرد شنا به سمتی که دست و پا می زد. نصف راه را شنا کرده بود که سومين بار صدای صمد را شنيد>

بهزاد

<جريان تند آب صمد را بلعيد. او ديد که صمد ناپديد شد. ديد که جهان خاموش شد ديوانه وار، در ميان آب های کدر اين طرف و آن طرف زد. به هر جائی دست انداخت. ته رودخانه را کاويد. صدايشان ژاندارم ها را هم به صحنه کشاند. دقايقی گذشته بود با اندک رمقی که برايش مانده بود، خود را به پای رس رودحانه کشاند. سربازها دست دراز کردند و او را بيرون کشيدند. خاموشی دنيا را ديد، ناباور تمام ذهن را کاويد مگر راهی پيدا کند. هيچ راهی وجود نداشت. صمد ناپديد شده و سکوت مرگ حکمفرما بود>

بهزاد

...اين چنین بود که خالق ماهی سیاه کوچولو ، با یه مرگ تصادفی ، برای پدران ما سالها نقش شهیدی رو بازی کرد که قربانی دستگاه فاسد حکومت وقت در نزدیک به چهل سال پیش شد... اما با این حال و تمام این تفاسیر ، معلمی بود که همیشه و در همه دوران یکیش لازمه .

سحر

از دريچه ام نگاه می کنم جز طنين يک ترانه نيستم

آرياناز

سلام ........ آرياناز بسيار خوشحال شد که با وبلاگ جالب شما آشنا شد ................ بسيار خوشحال تر شد که شما به چرک نوشته های او سری زديد ....................... دوست عزيز آرياناز بهترين آرزوها را برای شما داره ............. موفق باشيد ............... در ضمن شخصيت صمد بهرنگی يکی از شخصيتهای محبوبشه ..................

رضا

سلام از اينکه شما هم به کلبه درويشيه من سر زدين ممنون نظرتو در مورد تبادل لينک نگفتی

سانازوعلی

ممنون که گفتیمرسييييييييييیفقط (کنم))اشتباهی شده

افرا

توی داستان اولدوز و کلاغ ها رابطه اولدوز با دوستش برای من تمثيلی از رابطه دو انسانه که همديگرو نا مشروط دوست دارن.بخونش خيلی جالبه.حمايت دوست اولدوز از اون توی هر شرايطی ی امنيت خاطر به آدم می بخشه.

بهناز

خوندم. برای اون سری جهان بینی های ماهی کوچولو.