قصه ی من

چند شب پیش قصه ای گفتم
از پری دریایی
شاید همونموقعی که دلم میخواست صدات رو بشنوم
صدای باد در کمند گیسوانت 
نجوای آرامش بخش بودنم را زمزمه میکرد
ولی تو بباد نسپردی گیسوانت را
من نشنیدم صدایت را
دستم را دراز کردم از خوشه باغ بودنت یک نارنج و یک ترنج برگیرم
برای پر پر شدن همین مرا کافیست

/ 0 نظر / 5 بازدید