سلام بر دوستی

من از شهر و دیار تو گذشتم

سراسیمه درو دیوار روگشتم

ندیدم نکته ای افتد  بچشمم

خدایا ار بود این سرگذشتم

دیدگانم تر شده ازاین مصیبت

ره  بیراهه چرا افتاد  بدستم

سنگدل شدم ازبس شنیدم           

فراموشم شده اوراپرستم ؟

/ 2 نظر / 2 بازدید
بهزاد

فريد جان ، تب تند آزادی تو را هم گرفت؟؟؟ به حرفهای این <غریبان آشنا> توجهی نکن که دمکراسی و آزادی با راه انداختن یه وبلاگ و توهین به همه چیز و همه کس ، دست یافتنی نیست .

مهدی وحیدی

ممنون از نظر شما: باید بگم تاریخ گورسان استعمار انسان بر علیه انسان است از زمان آدم و حوا تا امروزه برقرار بوده . ؛انسان گرگ انسان است؛ توماس هابز مسئله ای ذاتی باید ماهیتی متحول شود و نه ابزازی بدرود