اشک سفر

گریه کردم

----------- به سغر گریه کردم

-------------------------------------------به ره رفته و بر نگشته گریه کردم

خاک تنم ریزان

---------------------غبار بر چهره ام ، میزان

-------------------به سلام خداحافظ

------------------- به خداحافظ سلام

------------------------------------ به سلام و خداحافظ نگفته گریه کردم

/ 2 نظر / 7 بازدید
آشنای غریب

من زنده بودم اما انگار مرده بودم از بس که روزها را با شب شمرده بودم 10سال دور و تنها ،تنها به جرم اینکه او سر سپرده میخواست من دل سپرده بودم

چهار استخون

درد دارد وقتی ... من عاشقانه هایم را مینویسم ... دیگران یاد عشقشان می افتند....اما تو بی خیالی