بهشت

بهشت در یاد منست
خاطره ای از دوران نیامدنم
همانجائی که جز عشق و مهر ومحبت
دست گرمی نبود بر تن و جانم
با هر لرزه ای لرزید بهشت من و با هر طپشش لرزیدم بخود
بهشت من همانجائی است که من در آغوشش آسوده میبودم

/ 2 نظر / 3 بازدید
آشنای غریب

[گل]