يادی از مهدی اخوان ثالث

زمستانش را میخوانی و همهمه سختی زمستان را

.

اما یادی دیگر

.

پوستینی کهنه دارم من

یادگاری ژنده پیر از روزگارانی غبار آلود

سالخوردی جاودان مانند:

مانده میراث از نیاکانم مرا این روزگار آلود .

. . . . . .

قطعه ای کوتاه از شعر میراث  مهدی اخوان ثالث 

/ 2 نظر / 4 بازدید
لب خاموش

سلام من از بود ونبود خود خموشم اگرگويم که هستم خود پرستم وليکن اين نواي ساده ي کيست؟ کسي در سينه مي گويد که :هستم عنوان وبلاگت غمگینه دوست عزيز وبلاگ من به روز هست و منتظر حضور سبز شما خوشحال ميشم بياي.تورا من چشم در راهم يا حق