پیـلـــــه

این شعر توسط کسی که دوستش داشتم ، دارم و عاشقشم ،بدستم داده شد اول فکر میکردم شعر خودشه چون کمال همه چیز را در او میدیدم ، اما این شعر یک ترانه هست .

در کوچه تو

در سکوتی غم آلود

خاموش و غمگین

کرده ام من با تو بدرود

اکنون هم اگر

یادی ازمن بگیرد

یاد تو دیگر

در من پایان گیرد

چون مرغان عاشق

محو رویای تو

من باین رویای

شادی افزای تو

باشد که بعد از این

گوئی در آسمان

گریه میکرد ازاین

چشم ستاره ها

« امیدوارم یک دانه دخترش هم مثل خودش فرشته بشه و خدا به پدر و مادرش ببخشدش »

/ 1 نظر / 4 بازدید
شيرين

سلام در جائي خواندم.. چرا بعضي ادمها به ياد ما ميمانند. ؟ چرا بعضا از ادمها چيزي از خودشان پيش ادم به جا ميگذارند و ميروند .؟ انگار كه دارند در تو ته نشين ميشوند . ادم هائي هستند كه توجهت را جلب كرده ا ند . يك موجود ويژه اند. كه دوستشان داري ..شايد فرا انسانند مرز ندارند و تو از همين بي مرزي خوشت مي ايد.. ولی ميدانی اينروزها ادمها ميايند به جا ميمانند و تو در عمقشان غرق ميشوی و بعد ميبينی که تنها انهايند و ما ديگر هيچ..