پيلــــه

سلام

یادته همه با هم برات میخوندیم « روشن نکن خاموش نکن میام به پا بوست »

یادته وقتی به دیدنت میومدم دور و برت شلوغ بود و من نگاهت میکردم و میگفتم اگر میخوای باهات درد دل کنم بایست با من خلوت کنی تا برات از دلتنگی هایم بگم

یادته اول منو آزمایش میکردی ببینی آیا دلم میخواد برات درد دل کنم یا فقط میخوام وقت دیگران را بگیرم

یادته بعد از امتحان منو اجازه میدادی بیام و با اشک چشمام وضوئی بسازم و وقتی سبک میشدم و تقریبا حرفهامو بهت میزدم نوازشم میکردی

یادته همیشه یک جورائی منو مورد لطف خودت قرار میدادی و من یاد گرفته بودم چطوری قسم بدمت

یادته به چی قسم میدادمت

یادته وقتی قسم میدادمت همه تنم میلرزید مبادا چیزی ازت بخوام که حق من نباشه

یادته بیشتر از همه چی ازت میخواستم

یادته تقاضای واسطه شدن برای گوشه چشم داشتن یار را ازت طلب میکردم

حالا چی شده من تورو وتو منو هر کدوم راه خودمون ، نه حتما اینطور نیست این منم که نیومدم

حالا بازم میخوام با ترس ولرز تو رو به مادرت  به معصومیتش به مقبولیتش به عصمتش و به بزرگیش نزد یگانه خالق هستی قسم بدم برای  همه عافیت بخواه شاید کمی هم نصیب من و ما بشه تو که ضامن آهوئی و امید خیل عظیمی از نا امیدان همه برات جشن گرفتن و من دلتنگتم یا ضامن آهو .

/ 6 نظر / 2 بازدید
مهسا

سلام . . . اگه هم نه ضامن آهو - که اين توکل عميقت حتما تو رو به خواسته ات می رسونه...

مهرانه

سلام نازنينم ممنون که به من سر زدی تو رو خدا برای من هم دعا کن برای من هم مقبوليت بخواه دل پاکی داری موفق باشی

آرياناز

خالصانه و زيبا ................... وارد جزئيات نمی شم ................ چون اعتقادی ندارم ...............

آرياناز

فريد جان برای اين گفتم وارد جزئيات نميشم ............... چون نمی خواستم بی اعتقاديه من لطمه ای به خلوص نوشته ی زيباتون بزنه ......................

بهزاد

سلام بر فرید سلام بر خاطراتش سلام بر اعتقاداتش سلام بر ضامن آهوش و خوش به حال من که در اين قرن دود و آهن ، هنوز کسی هست که دوستشه و هنوز به ناجی ، روز جزا و اعتقاد ، اعتقاد داره...

تنها

سلام فريد جان ممنون که بهم سر می زنی. من که از خواستن و دعا خسته شدم تموم شد رفت با يکی ديگه گفت درک متقابل نداريم ۱۲ هفته تا کنکور مونده و من موندم وتنهايی و تلاش برای درس خوندن و فکر نکردن به زندگی لعنتی که منو از خودم گرفت