سفر تاااااااا

دستام بسوی آسمان
آبی ، رنگ هر جهان
مهتاب رفته برای خواب
مستم به گفته های آب
دستم نمیکشد هوار
روحم نمیکند فرار
آذین نمیشود چرا
گوشواره های این سرا
رحمی برای دل شدن کنی
دل را رها ، شوری بسر کنی
مستم برای با تو بودنم
هستم نوای شاد سرودنم
ساقی باده ی من تهی شده
بزمی بناله ام رهی شده

/ 1 نظر / 3 بازدید
آشنای غریب

گاهی باران همه دغدغه اش باغچه نیست گاهی از غصه ی تنها شدنش میبارد به اون ادمهایی فکر کن که با تو هستن و برای تو . برای داشته هایت ارزش قائل باش و قدرشون رو بدون به اون ادمهایی فکر کن که غمگین و تنها هستن و کسی حرف دلشون رو گوش نمی ده چون قادر به گفتن کلامی نیستن به ادمهایی فکر کن که ... اون وقت با صدای بلند و تمام قدرتت خدارو شکر می کنی خیلی احساسات قشنگی داری و لی باید همه شرایط سنجید و عاقبت اندیش بود و دلی به وسعت اسمان ابی زیبا داشت[قلب][گل]با احترام تقدیم به دوستم