شهر من

شهر من
از عشق من
از رستن یارم بگو
شهر من
از رشد من
از رونق کارم بگو
شهر من
از نام من
از خاستن و جانم بگو
شهر من
جانم به ره
کامم به کارونت نشست
از جمله های بی رمق
دیگر مرا در باد کن
شهر من
خونین نمان
از این همه آب روان
هم جرعه ای باید ستاند

/ 1 نظر / 5 بازدید
پریسا

شايد تمام اين دنيا ، مكث قصه گو باشد ميان "يكي بود... يكي نبود...