در اندوه مباش

گفتا به گل غمزه کم کن
مرا یک شب تو مرهم کن
گر به تن پروانه بینی خوش بین
در برت بلبل نشسته خوش بین
من اگر شمع شدم از غم تو خم شدم
تو بیا بر دل من در ره نو هم شدم
ای عزیز قدم آسای دل سوخته ام
به آمد شدنت بین که چشم دوخته ام

/ 0 نظر / 4 بازدید